«دوشیزگان»:تقدیم به آیت الله منتظری و کسانی که در راستای افکار ابتدایی او آسیب هایی جدی دیدند و کسانی که در راستای افکار تجدد طلبانه او ،از فاشیسم به اصلاحات گرایی گرویدند و کسانی که سالها او را گربه نره می خواندند و این اواخر درود بر منتظری سر می دادند-یا-«شگفتی گونه گونی و تغییر پذیری و آمیزش سنجیده زبان های مختلف کاربردی تر از یک زبان واحد و منسجم برای ما انسان ها نیست؟-یا-جمشد چالنگی مجری با تجربه صدای آمریکا:خبر درگذشت آیت الله منتظری موجی از غم و اندوه ایجاد کرد.آیت الله منتظری به خاطر اعتراض به کشتار زندانیان سیاسی از رهبری دست شست-یا-نظر شخصی من این هست که آیت الله منتظری کسی بود که با اینکه ولایت فقیه رو تیوریزه کرد اما به اشتباهش پی برد و به جای اینکه الان همچون مقام معظم برتری به شغل شریف»خانه داری»مشغول باشد خودش رو عاقبت به خیر کرد

بی اف احساس ِکسالتِ سفید و بدونِ خطِ زمان رو در نگاهی که به دفترِ طراحیِ بزرگش انداخت دید.

از جاش بلند شد ، پنجره کوچیک خانقاه رو باز کرد ،دلش  هوای خنک و سردِ اولِ صبحِ ابریِ زمستونی رو می خواست ولی گرمایِ شدید و دود غلیظ با بوی لاستیک سوخته و گوگرد  فضای خاکستری اتاق رو پر کرد و اون رو تقریبا سیاه کرد.

بی اف پنجره رو بست ، کورمال کورمال به سمت دیگه اتاق رفت ، با کفِ دستش دیوار رو لمس کرد ،کلید لامپ رو پیدا کرد  ،لامپ که روشن شد فضای اتاق تاریکتر شد.

بی اف به دیوار تکیه داد ، احساسِ خفگی کرد ، دستش رو به سمت صورتش برد وجلوی بینی اش رو گرفت و  دنبال ِدستگیره در گشت تا از اتاق فرار کنه اما کف دستش که رویِ صورتش بود و احساسِ لامسۀ درونِ کفِ دست بهش پیغامِ وحشتناکی داد،پیغام حاوی این مطلب بود:چروک های عمیق و قلمبگی های دردناک رویِ صورت و اطرافِ دهن،همونجایی که جایِ خطِ خنده بود…زیر چشم هاش…دستش رو به گوشش کشید ،لاله های گوشش آویزون شده بود و بزرگ ،حتی بزرگتر از بینی چاق و چربی که چند لحظه پیش با کف دست احساسش کرده بود.

در باز شد ،هوای خنکی وارد اتاق شد ، درویش که قدش تقریبا اندازه یه قوری  بود با دستهایی ضمخت و بزرگی  آیینه به دست وارد اتاق شد ،به زبونی که به هیچ وجه نه بی اف متوجه می شد  و نه خود ِدرویش ،شروع به حرف زدن کرد هر چند خودش هم نفهمید چی می گه.به هر حال یکی نیاز بود تا این زبون رو برای هر دوشون ترجمه کنه .بی اف احساس کرد که کمی هوای خنک آرومش کرده ، همون موقع صدایی از بالای سقف توجهش رو جلب کرد.پسر پمپ بنزینی در حالیکه دور لامپ می چرخید ،ویزویز می کرد و از راه دری که درویش باز کرده بود خارج شد.

Advertisements

17 دیدگاه »

  1. كژال said

    سخته اقا!عنوانم بايد حساب كنيم جزو لايه هاي متن اقا؟
    ———————
    من که می دونم این برای شما به هیچ وجه سخت نیست ولی چون شما بهترین شاگرد ما هستید می توانید عنوان رو جزو لایه های متن حساب نکنید ولی بکنید بهتر است
    🙂

  2. تو هم که خوابات درب و داغونه که
    آقا ما یه همچی وقتایی یاد اون جمله ای می افتیم که کی بود می گفت بیدار می شوی می بینی واقعیت وحشتناک تر از کابوسی است که دیده ای
    این کارتو بیشتر از بقیه دوس داشتم از نظر غنای هنری منظورمه
    دمت گرم
    سلام
    امروز روز اخر پاییزه روز شمردن جوجه ها و روز تلخ عزای عمومی
    ———————
    ای آقا
    این که خواب نبود
    این همون واقعیتِ بیدارِ وحشتناک بود
    مرسی که لطف داری بهم آره انگاری این یکی یه خورده هنری تر شد
    دم تو هم گرم با تعابیر قشنگت
    سلام عزیزم
    تسلیت
    یلدا مبارک

  3. کورش said

    این خانقاه چه اتفاقاتی توش میفته. جای خوبیه واسه شعر گفتن ها

    (;
    ———————
    و اگه شاعر اون محیط تو باشی
    😉

  4. سی دو said

    می دونی من کجاشو دوست داشتم .اونجایی که توی مصاحبه با عماد الدین باقی ، خودش گفت گربه نره !
    و من خیلی دوستش داشتم تو اون لحظه .
    ———————
    دیدی سی دو جان
    اینجوریش هست
    اونجوری هم هست که یه عالمه آدم رو خس و خاشاک می بینه یا اینکه دستور می ده که انتخابات تمام شد برید خونه هاتون فراموش کنید
    منم اونجا رو خیلی دوست داشتم و اونجایی که گفت من دیگه برم بخوابم

  5. شاپرک said

    سر برداشتم :
    زنبوری در خیالم پر زد
    یا جنبش ابری خوابم را شکافت ؟
    در بیداری سهمناک
    آهنگی دریا _ نوسان شنیدم ، به شکوه لب بستگی یک ریک و از کنار زمان برخاستم.
    هنگام بزرگ
    بر لبانم خاموشی نشانده بود.
    در خورشید چمن ها خزنده ای دیده گشود :
    چشمانش بیکرانی برکه را نوشید.
    بازی ، سایه ی پروازش را به زمین کشید
    و کبوتری در بارش آفتاب به رویا بود.
    پهنه ی چشمانم جولانگاه تو باد ، چشم انداز بزرگ !
    در این جوش شگفت انگیز ، کو قطره ی وهم ؟
    بال ها ، سایه ی پرواز را گم کرده اند.
    گلبرگ ، سنگینی زنبور را انتظار می کشد.
    به طروات خاک دست می کشم ،
    نمناکی چندشی بر انگشتانم نمی نشیند…
    ( نمی دونم چرا احساسی که از خوندن این پست بهم دست داد اینقدر به نظرم شبیه این شعره )
    راستی مهدی چرا ما اجازه دارم فحش بدیم به همه اما اجازه نداریم حرفای معنی دار بزنیم؟ به نظرت اونایی که مردونده میشن حرفای معنی دار زده بودن؟؟؟
    ———————
    وای که چه شعری
    خودش یه پست بود
    شاپرک جونم فحش خودش یه دنیا معنی داره ، همونجوری که مجسمه ها و نقاشی های ابتدای قرن بیستم ،ملهم از بدویت،وقتی به نمایش در می اومدند مثل فحشی بودند که کشیده باشی به جان هنر رنسانس،اون ها رو الان شکلهای معنی دار می گند و تقدیرشون می کنند.فحش بد نیست مثل همون آثار به نظر من
    و اونایی که خودکشی می شند یا مردونده می شند چیزی معنی دار گفتند که در ظاهر فحش بوده و ناموس پرستان چلوکباب و دوغی ،خوابشون از سرشون می پره با شنیدن این چیزها و اونهارو خودکشی می کنند.

  6. mehrdad said

    یادته فتوای همین اقای منتظری راجع به ه م ج ن س گ ر ا ی این اخرا به خاطر قدرت بیچاره رنگش شد رنگ مردم
    همشون همینطورن تا قدرتو ازشون میگیری گوشه نشین خونه هاشون میشن و از رو کتاب این و اون کپی پایست میکنن. همینش لذت داره.
    عزیزم قشنگ بود مثل همیشه.موفق باشیو کامیاب
    ———————
    نه من متاسفانه از فتاوا هیچ اطلاعی ندارم نه مال ایشون نه مال بقیه اشون
    اما
    تعجبی نداره اگر فقیهی مسلمان در مورد همجنسگرایی فتوایی خطرناک داده باشه
    اونها و علمای متعصب مسیحیت و یهود ،به این فکر می کنند که ازدواج و تولید مثل زیاد لشگریانی برای جنگ آخرالزمان فراهم می کنه و من بهشون خرده نمی گیرم اگر فهمشون در همین حد باشه
    به هر حال
    همجنسگرایی ساختارشکنی بزرگی هست خیلی خیلی بزرگتر از دید مثبت یک فقیه نسبت به دموکراسی و انتخابات
    مرسی عزیزم که سر می زنی
    تو هم موفق باشی
    🙂

  7. فرشاد said

    خو آدم میمونه کامنت راجع به متن بنویسه یا حاشیه. من این دفعه حاشیه رو انتخاب کردم البته شاید هم متن باشه.
    در جواب مهرداد قشنگ نوشتی: همجنسگرایی ساختارشکنی بزرگی هست خیلی خیلی بزرگتر از دید مثبت یک فقیه نسبت به دموکراسی و انتخابات
    اما مهدی جان یه چیز هم هست که برای من جای سوال دارهو اون هم اینه که مگه نباید این ساختاشکنی ها توسط آدمای بزرگ مطرح بشه؟ ببین من نمیگم منتظری آدم بزرگی بود اما اگه اون یه نظر کوچک راجع به همجنسگرایی میداد مطمئنن تاثیر زیادی روی این قضیه داشت تا اینکه امثال من میخاستیم این مسئله رو کلی توضیح و تفسیر کنیم. یادت هست اظهار نظر اکبر گنجی در مورد حقوق همجنسگرایان چقدر تونست سرو صدا کنه؟ منتظری به هر حال اب از سرش گذشته بود. سنش هم اونقدر بود که غصه زندگیشو نخوره. اما اون اینا رو نگفت چون واقعن اعتقاد نداشت. بله همین منتظری و امثال منتظری مثل صانعی هنوز ما رو قبول ندارن و من هم دوست ندارم ظرفدار کسی باشم که طرفدار من نیست.
    .
    ———————
    فرشاد عزیزم
    به نظر من لزوما ساختارشکنی نباید توسط افرادی با حیطه قدرت و توانایی و اعتبار بزرگ انجام بشه،بخصوص ساختارشکنی در مورد همجنسگرایی در فقه اسلامی با حدود 1400 سال سابقه.می دونی من فکر می کنم این 1400 سال رو اگه هر سالش رو به کیلو تبدیل کنیم و فقه اسلامی شیعی رو به انسان تشبیه کنیم با یک انسان 1400 کیلویی طرفیم که اصولا تغییر دادن موقعیت براش خیلی خیلی سخته
    پس انتظاری از افراد بزرگی مثل آقای منتظری نیست و یا صانعی یا دیگران
    اونها وزنه سنگینی به نام اسلام به پاشون وصله
    حتی در کشورهایی که دین از دولت جداست یا حکم مرگ برای همجنسگرایی نیست هم سیاستمداران یا رهبران دینی بزرگ کار خاصی نکردند یا اگه کردند کمتر کردند ولی انسان هایی که نابغه در مثلا هنر بودند ولی اونهمه توانایی یک سیاستمداردولتمرد یا یک رهبر دینی رو نداشتند تونستند تاثیر مثبتی در هر نوع ساختار شکنی بذارند
    بازم به نظر من انسانهایی با وزن سبکتر راحتتر می تونند ساختار شکن باشند تا انسانهایی که وزنه های متعددی به شخصیتشون آویزونه
    🙂

  8. noah said

    Howl’s Moving Castle
    من چقدر دارم كسل كننده مي‌شما ولي. خودم حس كردم.
    ———————
    این حرفا چیه؟مقدمه برای از دست دادنت؟
    لطفا بس کن

  9. به حرفاي فرويد در مورد تعبير خواب اعنقاد ندارم به خودم اعتقاد دارم!
    سلام
    ——————–
    سلام
    من به هیچ چی اعتقاد ندارم

  10. 1.آزادی اش مبارک
    2.انقدر این روزا ذهنم و روحم درب و داغونه که انتظار نظر درکردن از خودم ندارم! سارری
    ——————–
    عزیزم من هم قاطی کردم اما خوب نه به اون تفاخری که قاطی کردن ذهن و روح تو داره

  11. ناجور said

    قسمت پسر پمپ بنزینی و قسمت روشن کردن چراغ عالی بود… روز به روز زبان خانقاهیت با همه ی ویژگی هایی که خودت براش تعریف کردی کامل تر می شه…
    ———————
    مرسی عزیزم
    وبلاگت رو خیلی اومدم توش اما کامنت نمی تونم بذارم
    برات به همین جی میلت کامنت می دم تو به جای من بذار توی وبلاگت
    باشه عزیزم؟

  12. hamlet said

    سلام
    ———————
    سلام عزیزم

  13. noah said

    ريش هم نداري كه بگم همچنان بيخ ريشت هستم! كامنتهايي رو كه پست‌هات رو به فيلم‌ها و كارتون‌ها تشبيه مي كنه منظورمه. مثل كامنت بالايي
    ———————
    من نفهمیدم کدوم کامنت ولی
    وجود تو برای من کاملا نیازه
    فکر کنم امشب به خودتم ثابت شد که چقدر خوب و مفیدی
    مرسی عزیزم

  14. هرمزد said

    اين رو هم دوست داشتم
    ———————
    مرسی هرمزد جان
    من فکر می کنم یه جورایی بین ما سوتفاهم پیش» آوردند» خیلی خوشحالم می کنی اگه تماس بگیری یا شماره بدی تماس بگیرم تا احتمالا چیزهایی که واقعیت نداشته رو در موردش صحبت کنیم
    این فقط یه حسه
    نمی دونم درست باشه یا نه
    ولی در دو مورد توی چند ماه اخیر حدس و حسم درست از آب در اومده
    مواظب خودت و عشقت باش
    🙂

  15. pouya said

    in post in hesso behem dad ke zaman toye khanghah dare khili sari migzare
    va bf ya dareee pokhte misheeeeee
    p:
    ——————-
    🙂

  16. سعید پارسا said

    از همون تصاویر که من جون می کنم بفهمم ولی اخر می فهمم
    ———————
    عزیزم دیگه شکسته نفسی حدی داره
    🙂

  17. eli said

    بی اف احساس ِکسالتِ سفید و بدونِ خطِ زمان رو در نگاهی که به دفترِ طراحیِ بزرگش انداخت دید.

    بی نظیر بود داداشی عالی بود.این جمله واقعا واقعا فوق العاده ترین جمله ایی بود که توی عمرم خوندم.

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: