مقداری واقعیت،تقدیم به تمامی بی اف های نامردی که توی زندگیم داشتم-یا-تداعی آزاد

واقعیت اول:من گی هستم.

واقعیت دوم:دو ساله ازدواج کردم.

خلاصه یک داستان:ادیپ با ابولهول روبرو می شود و او را از پای در می آورد و شهر تب را نجات می بخشد ولی یارای مواجهه با خود را ندارد و هنگامی که این عمل ضروری می گردد خود را با دستان خویش کور می کند،از تب می گریزد و به کولونی پناه می برد تا در آنجا در تنهایی مطلق ذوب شود.

نتیجه گیری یک خانم محترم از داستان بالا:آری هر کس این قدرت را ندارد که با خود روبرو شود.

تعبیر به چه چیزی نمی گویند:تعبیر به معنای ارزیابی،قضاوت،توضیح،بحث و امثالهم نیست.

تداعی آزاد:در تداعی آزاد حقیقت را نگفتن غیرممکن است .دروغ و نیرنگ هم به سمت حقیقت جریان دارند.

واقعیت سوم:در آنچه شنیده می شود معمولا چیز دیگری ورای آنچه نیت گوینده بوده است شنیده می شود و این واقعیت مبنای هر نوع تعبیر است.

نقل قول:لکان می گوید:»آنچه که اشتیاق نامیده می شود باعث می گردد که زندگی در بزدلی هیچگونه معنایی نداشته باشد.»

تعریف اخلاق:اخلاق بدین معناست که در پس سمیولوژی،بیوشیمی،فارماکولوژی،ژنتیک،نوروفیزیولوژی،نورورادیولوژی،اپیدمیولوژی و بقیه لوژی ها یک سوژه انسانی است.

 

Advertisements

22 دیدگاه »

  1. خب درباره اين داستان اديپ نميشه به اين راحتي وبه اين موتاهي نظر داد
    ترجيح مي دم فقط سلام كنم
    سلام
    همينطور درباره لكان

  2. سی دو said

    به نظرم با همه ی این واقعیت ها ، باز هم دوست داشتنی هستی

  3. سلام said

    من هم مشكل شما رو دارم
    ميخوام بدونم با وجود اينكه گي هستين ولي ازدواج كردين با اين موضوع چه جوري كنار ميان؟
    و اينكه علت ازدواجتون فشار خانواده بوده؟

  4. شاپرک said

    نتیجه گیری شاپرک ( البته خیلی خیلی یواشکی ) : مهدی جان چرا به نظرم میاد کولونی و تنهایی مطلق یه جورایی با هم تضاد دارن؟؟؟ ( خجالت )

    تداعی آزاد : چرا من هیچوقت اینجا اول نیستم؟ ( گریه )
    اینم برای تو : ( بوسسسسسسس)

  5. […] خانقاه: مقداری واقعیت،تقدیم به تمامی بی اف های نامردی که توی زندگیم داشتم-یا-تداعی آزاد پیوند به منبع […]

  6. mehrdad said

    به نظر من تنهایی خیلی بهتر از بودن تو کلونی که وجودت برای اونا با نبودنت هیچ فرقی نداره و تنهایی یه فرصته.

    عزیزم مثل همیشه قشنگ بود .موفق باشی

  7. فرشاد said

    پونتس پیلاطس به ماه خیره شده بود و در ورای آن ابرهایی میدیدی که به آرامی حرکت میکردند و روی ابرها جایگاهی که یسوعا ناصری بر آن تکیه زده بود و به نقطه ای خیره شده بود. نااه رو به پیلاطس کرد و گفت: بزرگترین گناه، بزدلی…
    «قسمتی از مرشد و مارگریتا اثر بولگاکف»

  8. behrad said

    چرا بعضی واقعیات تا این حد تکان دهنده اند؟
    یک دنیا حرف زدی با همین چند خط.
    چندین کتاب نوشتی.
    و انگار که داستان زندگی اکثر ما را تعریف کردی.

  9. جواد said

    superb

  10. ف said

    ادیپ درون من یه ده پانزده سالی هس تو کولونیه … نه میمیره نه ذوب میشه .. اما کم کم داره می گنده

    واکنش بدوی: کدوم واقعیت؟!!!

    پاسخ به واقعیت اول: مطمئنی؟!

    واکنش به واقعیت دوم: پس ازدواج کردی که چی بشه؟!

    واکنش ثانوی: اعلام صریح مدت زمان برای ازدواج یک گی را چه طور می شود تحلیل گفتمان کرد؟ این یعنی اعلام موفقیت در ادامه ی یک رابطه ی محتوم؟ یا مرارت مستدام؟ یا عجب از پارادوکس نهادینه؟ یا شاید هم دهن کجی به لاکان در تحقق ژوئسانس؟!!!

    من هنگ کردم

  11. وای عزیزم واقعیت دوم قبولش کمی سخته … با توجه به واقعیت اول پذیرش واقعیت دوم یعنی یک زندگی توامان رنج …
    امیدوارم زندگیتون پر از برکت باشه و همیشه پر از امید باشید

  12. واقعیت اول: از دست دادن هیچ بی اف نامرد یا مردی ارزش رفتن به کولونی و ذوب شدن نداره
    واقعیت دوم: من همیشه سعی می کنم دنبال «نیت نویسنده» بگردم تا تعبیر سازی
    واقعیت سوم: هیچ وقت نمیشه به نیت نویسنده رسید اما میشه سعی کرد و خب من این سعی رو به طرز احمقانه ای دوست دارم
    توصیه اخلاقی: سعی کن از یک گوشه ای اشتیاق پیدا کنی
    بی تعارف

  13. اهورانی said

    خووبه! (واجب بود این نظر مبسوط رو حتما بدم)

  14. hamlet said

    تو که خیلی وقته با واقعیت روبرو شدی… پس اینا برات تازگی نداره. حالا میخوای این واقعیتها رو تقدیم به بی اف های نامردت کنی که یادت بمونه نامردی بد ه!؟
    فایده ای داره؟… برای همه یه زمانی برای نامرد بودن هست… باور کن. و شاید وقتی تو نامردی کردی این اسم رو بهش ندی!
    یکی از بی اف های نامردت میگه اگه نامردی نمیکردم تو اینا رو نداشتی… بی ارز ه یا نه… راست میگه.

  15. سینا said

    سلام خرمگس جون
    خوب چرا شاکی شدی ؟ خوب من تازه شروع کردم به داستان نویسی
    مرسی که اومدین و کلی هم بهم انرژی مثبت دادین
    منم شمارو لینک کردم
    راستش می دونی از هفته پیش که فیلتر شدم خیلی حالم گرفته زیاد حوصله تایپ ندارم
    atashe-iran.blogfa.com
    اینم تازه زدم امیدوارم که فیلتر نکنن
    خوب من دوست ندارم چیزهای بد یادم بمونه اینم از خصوصیات یه امو هست
    و اینکه مرسی وقت گذاشتین و واسه پستها نظر دادین امیدوارم بتونم اشکالاتمو برطرف کنم

  16. من تا 1 یا دو سال دیگه مینویسم:
    واقعیت اول : من گی نبودم و نیستم و نخواهم بود !!!!!
    واقعیت دوم من چند ماهه که ازدواج کردم …

  17. FoXy said

    واقعیت مطلق: تو فوق العاده ای.

  18. سلام
    این پستت خیلی خاص بودا
    .
    حالا چرا همه ی درسای ما هستن اینا؟!

  19. noah said

    شاید گی هستم.
    ازاینکه چیزی رو به عنوان حقیقت بلامعاند بپذیرم واهمه دارم. حقایق تا این حد مسلم معمولا دستمایه ی شوخی و خنده ان. آدمی به شکاکی من جز تحقیر نظر دیگه ای بهشون نداره.حقیقت های کلیشه ای که مثل کنه بهشون می چسبیم و جلوی پیش رفتمون رو میگیرن.مثل سنگی جلوی جویبار. حقایقی که سیالیت وجود آدم رو ساکن می کنن. من دنبال حقایق جاریم نه باتلاق های متعفنی که باعث افسردگی میشه.
    به مرگ مولف معتقدم. مولفی که نتونه از قلم که تنها ابزارشه به نحو شایسته استفاده کنه باید صبورانه انتظار به بیراهه رفتن مخاطبش رو هم داشته باشه.

  20. مهرداد said

    فقط با حسرت نگريستم؛ حتي جزأت نكردم در ذهنمم بخوانمش؛ دو سطر اولت رو مي‌گم…. اما تو هميشه جيگري جيگر طلا. بوووووووووووووووس

  21. Nosrat said

    تو در «تنهایی مطلق ذوب» شدی چون «یارای مواجهه با خود را» نداشتی؟ نه خیر! به نظر من اونقدر شجاعت داشتی که با یک واقعیت خیلی گزنده روبرو شدی ولی مثل خیلی های دیگه خودت رو فریب ندادی…

  22. eli said

    داداشی من نمیخوام بدونم چرا ازدواج کردی. و نمیخوام قضاوتت کنم.چون نه من کامل هستم و نه هیچ چیزِ دیگه.
    داداشی رفتن به کلونی و مردن در تنهایی مطلق اصلا خوب نیست.
    داداشی عزیز من فکر میکنم همیشه یه بخش از اون چیزایی که تو ذهنم هست قاطی متنی میشه که میخونم. به نظرت این بده؟چون شاید اینطوری من ورای نیت نویسنده بخونم.
    اخلاق رو دوست ندارم.چون حس میکنم یه ابزارِ برای سرکوب کسایی که مثل تو فکر نمیکنن. و از تو منظور تو نبودی داداشی.

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: