رخوت

ساعت 18:15 دقیقه بی اف که زیر نور لامپ خیابون که از پنجره کوچیک اتاق تو می اومد نشسته بود ، سرش رو به دیوار تکیه داد و دست راستش رو در راستای شانه اش بالا آورد و با زاویه 90 درجه از آرنج خم کرد و دست چپش رو هم با زاویه 45 درجه از سرشانه اش بالا آورد و کاملا کشیده در هوا نگه داشت و سرش رو به دیوار تکیه داد و با چشمانی بسته خمیازه ای کشید ، پسر پمپ بنزینی خمیازه اش رو که تموم کرد و دستاش رو که بوی بنزین گرفته بودند پایین آورد از روی سکو بلند شد و از محوطه خالی از ماشین پمپ بنزین خارج شد و رفت روبروی ساختمون خانقاه و به پنجره کوچیکی که حتم داشت الان بی اف زیرش نشسته خیره شد ولی از تاریکی پنجره تعجب کرد ، بی اف از جاش بلند شد و به سمت کلید برق رفت و لامپ آویزون از اتاق رو روشن کرد بعدش رفت به سمت پنجره کوچیک و سرش رو روی گردنش مایل به سمت شمکمش خم کرد و با دو تا دستش فاصله باریک بین شکمش تا پشت بدنش رو سنجید و خوشحال شد از اینکه هنوز این فاصله ها از هم زیاد نشدند و نزدیک به همند.

Advertisements

20 دیدگاه »

  1. omidvaram hichvaght ham in fasele ha ziad nashan! kollan hich faselei ziad shodanesh khoob nist…che berese be in fasele..!
    ——————–
    (:

  2. parishan said

    نقدت رو چند بار خوندم ولی چیزی نفهمیدم
    ——————–
    راستش
    اون نقد نبود بلکه تعبیر بود
    و من اعتقاد دارم که ورای نیت گوینده چیزهایی شنیده و یا خونده می شوند که می تونه نیت گوینده نبوده باشه…بنابراین…تعبیر من از متن زیبات شاید هیچ ربطی به نیت تو نداشته و برای همین در ارتباط با متنت قابل اعتنا نباشه…شاید اگه تجریدی خونده بشه حرفی برای گفتن به تو داشته باشه هر چند
    یقین دارم داری شکسته نفسی می کنی

  3. behrad said

    شبیه سازی و پیاده کردن صحنه ها و حرکاتی که توصیف می کنی خیلی جالب است.
    حرکت پسر پمپ بنزینی رو بعد از دو سه تلاش ناموفق بالاخره پیاده سازی کردم 🙂
    این بی اف و پسر پمپ بنزینی انگار با هم تلپاتی دارند. این یکی دقیقا همان کاری را می کند که نفر دیگر به آن فکر می کند و خواستار ان است. این دوتا باید واقعا به هم نزدیک باشند!
    ——————–
    بهراد عزیزم تو همیشه به من لطف داری
    کاری که انجام می شه توی شبیه سازی های این وبلاگ مثل زدن آهنگ اسپانیش رومانس ساخته بتهون (آهنگی که هیچ وقت ساخته نشده در حقیقت)با سوت زدن هست
    تله پاتی … راستش یه موقع هایی بهش اعتقادی نداشتم اما الان نسبت به این قضیه 50 -50 فکر می کنم شاید هم یه همچین چیزی بینشون باشه(:
    آره فکر می کنم خیلی به هم نزدیکن بی اف و پسر ، راستش می ترسم یه خورده زیادی نزدیک شده باشن به هم یه وقت رابطه اشون خط خطی بشه

  4. سروش said

    تصویر سازی معرکه و بی نظیری بود
    مثل همیشه عالی
    موفق و متفاوت باشی
    ——————–
    مرسی عزیزم
    تصویر سازی یه چیزیه اما تصور کردن مهمتره که اون کار مهم رو شما انجام می دی ، هر چقدر هم من خوب یا بد تصویر سازی کنم تا خواننده با ذوق و هوشمند و با قدرت بالای تصور کردن وجود نداشته باشه اون تصویر ها بی فایده هستند
    و
    خوشحالم که خواننده هام کاملا دارای قدرت تصور کردنی فراتر از تصاویر ناقص من هستند
    اما
    داستان تو داره خیلی خوب پیش می ره
    من منتظرم برای قسمت بعدیش
    واقعا عاشقش شدم

  5. فری said

    همیشه تناقضی رو بین جستجوها دیدم که هنوز به ریشه اش نرسیدم. توی دقتی که به اطرافیان داشتم همیشه فهمیدم که دنبال تضاد می گردن تا چاله هایی رو پر کنن و برآمدگیهای رو صاف. تناقض از اینجا خودشو برام نشون داده که مثال نقضش خودمم. درک پشت پردۀ سیر نوشتت خیلی سخته، ولی یواش یواش دارم به این فکر می کنم شاید بی اف و پسر پمپ بنزینی در واقع یه نفرن و اون رو هم تعبیری احساس می کنم برای نشون دادن آدمهایی که دنبال تکامل با یه تضاد نیستن و پی یه کپی از نسخۀ خودشون می گردن.
    ———————
    از دید من جستجوی بر مبنای گفتار(از هر نوع چه نوشتاری ، مکالمه ای ، دیداری ، شنیداری ، لمسی از راه بدن ، استشمام بویی خوش …) است و گفتار ، گویا در بیشتر مواقع بین دو شخص است(یقین دارم که هیچ وقت هیچ چیزی تنها و تنها درست نیست و امکان اینکه گفتار بین یک شخص! یا چندین شخص صورت پذیرد، وجود دارد) و دو شخص سوژه چاک خورده (چاک خوردگی ناشی از گفتن و خواست گفتن) و agent به عنوان شخصی که گفتار را متجلی می کند ، قرار دارد و به این ترتیب سوژه چاک خورده گویا agent را مورد سوال قرار می دهد و انگاری که همین ریشه تناقضات باشد اما فقط این یک حدس خام است.
    درک پشت پرده سیر نوشته من ، فری عزیزم ، همون تعبیرهای زیبای تو هست همانطور که من به داستان های تو وارد می شم و تعبیر می کنم هر چند ناقص اما همون درک پشت پرده داستان های روان و زیبای تو هستند از نظر من
    بی اف و پسر پمپ بنزینی شاید در نگاهی بر مبنای روح جهانی رومانتیکها و در پرتو اصالت وجود یا اصالت تصور یکی باشند همانند ایده ای که هگل نسبت به فرد داشت و همه چیز رو در تجلی عقل یکتا و یگانه جهان می دونست اما این دقیقا با اون تناقضی که بهش اشاره کردی در تناقضه
    چه شیرینه این همه تناقض شیرین و ترش ، نه؟
    و وقتی تو تعبیری داری اونجاست که من یا باید نسبت به اون تعبیر، تعبیری بیان کنم یا خاموش نشسته و از تعبیر تو لذت ببرم
    (:

    مرسی فری ، نویسنده توانا و روان نویس من

  6. Alfo said

    برخلاف گفته های دوستان به نظر من بی اف و پمپ بنزینی کاملا افراد معمولی و زمینی هستند. بر خلاف درویش که پیچیدگی روحی براش قایلم. پاینده باشی
    ——————–
    همه کاراکترهای من زمینی و معمولی اند چه برسه به درویش که اصولا زمینی تر از همه هستند
    ولی
    پیچیدیگی روح
    (:
    اصولا روح چی هست؟و پیچیدگی هاش رو بر طبق کدوم حقیقت می شه سنجید؟
    پاینده باشی

  7. Foxy said

    Khosh-hali ham dare khob
    ——————–
    (:

  8. victor said

    فقط اون فاصله رو تست كرد!؟ :دي
    ——————–
    D:

  9. hamlet said

    از کنار به آیینه نگاه کردم… «بازم فاصله کم شده؟!… آخه دیگه چقدر!»
    این شباهت کارها از عشق یا عادت؟….
    ———————
    گویی فرد قبل از هر چیز در این دنیا نیاز دارد که لذت ببرد و برای آن نیاز دارد که تن به واقعیت بدهد و انگار که این قوانین به طور ناخودآگاه شباهتی مکرر پیدا کرده اند مثل تصویر سوژه در دو آیینه رو به هم

  10. من یک کم ریاضی ام خوب نیست نقاله و گونیا آوردم تا اندازه بگیرم ، بعد دیدم چقدر دقیق محاسبه کردی
    فضایی که توصیف می کنی از پمپ بنزین ، یک کمی نوستالپی میاره با روزهای طرح کاد در میکانیکی
    ———————
    مرسی عزیزم از اینکه من رو در حد یک مساح ارتقا درجه دادی
    lol
    البته اگه مساح داستان قصر کافکا باشه هیچ هم بد نیست
    از اینکه یه خورده نوستالژی داشته داستانم بی جهت به خودم افتخار می کنم و حس برگمان بودن بهم دست داده

  11. بابت فاصله ها هم شكر!
    ——————–
    (:
    شکر!

  12. رضا said

    فاصله براي كم يا زياد شدنه . پس ثبات نداره .
    زيبا بود
    رضا – معصوميت
    ———————–
    (:
    مرسی

  13. pas kooooooshi?!
    🙂
    ——————–
    zire sayeye moWla
    😀

  14. شاپرک said

    لب از ترشح می پاک کن برای خدا!!!
    که خاطرم به هزاران گنه موسوس شد (;
    آدم دلش میره از این حرکات بی نقص بی اف (;
    ——————–
    چطور شما دل آدمهارو می برین چیزی نیست هاااان؟
    x:

  15. كژال said

    رخوت شايد باقيه كامنتا رو نخوندم شرمندگي… همون كه بي اف و پسر پمپ بنزيني اون قدر نزديك و اون قدر دور كه دستاي بي اف به هم برسن و نگاه ها به هم نه… برداشت خواننده رابطه ناباور محور!!
    ——————–
    اصلا برداشت نویسنده از نوشته خودش رابطه انقدر ناباور محور که نگو…ولی برداشت خواننده ،تولدی چیزی که نمی خواستم بگم …می فهمم که چطور از جمله و چاک خوردگی خودم برسم به تعبیر اصلی

  16. هرمزد said

    انتظارم كمتر از اين هم نبود

    مثل هميشه كه بگم يه خورده بده

    نزديك به هميشه بودي !!!

    با لا پايين
    ——————–
    هرمزد جان
    من راستش همین جوری هیچی نمی فهمم حالا این کامنت تو که اصلا متوجه نشدم

  17. مهرداد said

    اين كه اين نوشته از يه حس غريبي برمياد شك ندارم؛ اما چقدر مي‌تونه غريب باشه، نميدونم، اماشايد همونقدر كه درويشش در آن موقعيت فضا-زماني غريبه! منتها بنياد مرصوص بودنش هم تجلي‌گر درختان گردوي بيدهند هست كه به سالياني دراز در دل كوههايي به ظاهر خشن، اما آرام سكني گرفته‌اند! مي‌بوسمت جيگر
    ——————–
    خوب الان من باید بگردم دنبال الی…منم می بوسمت که حتما جیگری و اینو یه حسی می گه
    مک گافین داره این وسط کامنتت که اونم چیزی نیست جز

  18. mehrdad said

    ali bod linket kardam
    ——————–
    مرسی عزیزم منم لینک کردم شمارو

  19. بی اف گونیاست؟!
    ——————–
    lol

  20. eli said

    بی اف خیلی سانتیمانتلِ. خودت قبلا گفتی.

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: