دوستانی که لطف دارند یا «شما گی ها چون مردید و توی جامعه هم معمولا علنی نیستید تاحالا مثل ما زنها تهمت نخورده اید»یا در آستانه سفر دیکتاتور کوچولو به نیویورک و یادآوری جمله ای قصار:»در ایران همجنس باز نداریم!! «

بی اف رفت جلوی آینه و موهای سرش رو مرتب کرد چون می خواست آماده شه و بره پیش پسر پمپ بنزینی.
در زدند و بدون اینکه اجازه ای داده بشه عبدالله وارد شد و از بی اف پرسید که آیا درویش رو دیده یا نه؟
بی اف حتی سرش رو به علامت منفی تکون هم نداد . عبدالله که انگار بهش برخورده بود همانجا ایستاد و گفت:فکر می کنی خیلی کارت درسته و خیلی آدم باحالی هستی که اینجوری با من برخورد می کنی؟ رفتارت خارج از اخلاقه.تو به همه از یه زاویه بالا نگاه می کنی.
بی اف بدون اینکه چشم از صورت خودش توی آینه برداره کمی مام به زیر بغلش زد.
عبدالله گفت:تو اگه توی شرایطی غیر از این بودی ،این رو بدون که هیچ وقت انقدر خونسرد و با اعتماد به نفس نبودی.تو چی هستی؟یه همجنسباز که بهت پناه دادن.
عبدالله سرش رو به نشانه تاکید حرف خودش تکونی داد و گفت:شما همجنسبازها…
انفجاری مهیب بین عبدلله و بی اف اتفاق افتاد و گردوخاک زیادی به هوا بلند شد وبعد از اون عبدالله که از ترس به خودش می لرزید دید که وسط یه جاده با بی اف ایستاده و از بالای کوهی به سمتشون تیراندازی می شه.عبدالله خواست که در بره، پشتش رو به کوه کرد و به عقب فرار کرد اما متوجه شد که جلوش چیزی جز یه دره عمیق نیست،برگشت بره از بی اف کمک بگیره ولی ندیدش و به جاش چند تا مرغ که کله های نیمه کنده داشتتند رو دید ،اونها روی یک ریل هوایی به سمت محل تمیز شدن می رفتند .عبدالله متوجه شد که توی سالن کشتارگاه هست و خون روی دیوارهای سالن خشکیده.کمی سرش گیج رفت و تلو تلویی خورد ولی جلوی افتادن خودش رو گرفت و دوباره که ایستاد با فاصله کمی از بالای سرش یک هواپیما رد شد ، صدای وحشتناک غرش هواپیما وداغی موتورش داشت دیوونه اش می کرد،آگاهی از این که وسط یه فرودگاه ایستاده دیگه به نظرش مرگ آور می اومد ،همونجا نشست روی زمین ، صورتش رو توی دستاش گرفت و شروع به گریه کرد اما یه لحظه یه بوی خیلی خوبی احساس کرد.سرش رو بالا آورد و بی اف رو دید که داشت از در اتاق خارج می شد تا بره پیش پسر پمپ بنزینی.

Advertisements

20 دیدگاه »

  1. GoLnish said

    In yeki dige az shahkarat bood, bedoone shak. Man, I loved it.
    ——————-
    گلنوش جان شما که تعریف می کنی ها،انگار که به خر تی تاپ بدن،من همونقدر کیف می کنم>D:<

  2. shaparak said

    …بیایید از شوره زار خوب و بد برویم
    چون جویبار آینه روان باشیم : به درخت ، درخت را پاسخ دهیم.
    و دو کران خود را هر لحظه بیافرینیم ، هر لحظه رها سازیم.
    برویم ، برویم ، و بیکرانی را زمزمه کنیم.
    ——————–
    (:

  3. زیبا بود
    ——————–
    واقعا می گم ،تعریف تو از متن من،واقعا برام ارزشمنده

  4. مهرداد said

    راستي مهدي تا حالا هيچ وقت فكر كردي كه واژه خانقاه هم بتونه براي يكي اروتيك باشه!!!!!!!!!!!! (و تو فرض كن براي يكي مثل من.هههههههههه) خيلي خيلي خوشحالم كه هنوز مي‌بينمت ولو مثل خودم خيال مي‌كني كه به پيرانه‌سري رسيده‌اي. دوستت دارم و مي‌بوسمت
    ——————–
    مهرداد جان من درست فکر می کنم که شما دکتر مهرداد ،دوست قدیمی من هستین؟
    آره عزیزم هر واژه ای در فرایند انتقال می تونه هر باری رو بدوش بکشه
    و در مورد پیرانه سری
    خوب من نظری نسبت به پیر شدن ندارم و فکر می کنم با این تکنولوژی زیبایی که محصول تلاش کفار هست دیگه پیرانه سری معنی نداره
    مرسی که اومدی عزیزم
    اگه همون دکتر مهرداد هستی که قبلا ها به من توی کوتاه سر می زدی بگو بهم که خوشحالتر شم

  5. victor said

    يا ريش مرلين! از اين به بعد بايد با تعويذ بيايم تو خانقاه كه يه وقت طلسم نشيم. جل‌الخالق! گفتم اين گوي مشكوك مي‌زنه، شما گوش نديد حالا.(اين شما كه گفتم منهاي صاحب خانقاهه ابلته*)
    *يه پسر دايي كوچولو دارم، وقتي بلاگ قبليم رو استارت زدم به دنيا اومد، هنوز زبونش درست باز نشده به البته مي‌گه ابلته. حالا نمي‌دونم اين كلمه(كه البته ورد زبون منه) چه جوري رفته تو دايره‌ي لغات اين جقله!
    ——————–
    عزیزم شما که همه طلسم ها رو بلدی
    یه آلوهومورایی ،آوداکاداورایی،اکسپکتوپاترونوم چیزی
    دم پسرداییت گرم من از عاشق این توک زبونی حرف زدن بچه کوچولوهام(:

  6. فری said

    از این طلسما یه کمی هم به دوستان نیویورکی بدین تا وقتی برا استقبال ا.ن می رن دست پر باشن. البته اون همیجوریشم طلسم شدس.
    ———————
    اون ا.ن که من می شناسم هیچ جور طلسمی بهش کارساز نیست.کسی که وقیحانه همه جور طلسمی رو به خودش جذب می کنه و ادعا خواهد کرد که اون طلسمها رو خودش فرستاده از اول

  7. عالی بود عالی بود … ما که بلد نیستیم از این اصطلاحات نقد ادبی و سینمایی استفاده کنیم ولی فهمیدیم دیگه. فهمیدیم که چه قدر با حال تصویر شده. عالی بود. اندازه ی دیدن یه فیلم کوتاه راحتی-آور بود. بوس
    ———————
    حمید جان
    شکسته نفسی می کنی؟
    دیگه هر کی بلد نباشه از اصطلاحات توی هر زمینه ای که باشه استفاده کنه شما که استاد اصطلاحاتی
    و هرکی قرار باشه متوجه نشه(هر چند چیزی نبود که متوجه بشه یا نشه)شما که آخر فهم هستی
    یعنی این رو اعتراف می کنم و از ته دل می گم که اگه چند تا آدم باشن که ادبیات همجنسگرایانه امروزی در سطح بلاگ ها یا جدا از اون بهشون مدیونه یکیش و شاید مهمترینش تویی
    مرسی که تعریف کردی برام مهمه تعریفت داداشی

  8. یخ لیز ، بهشتی است ، برای آن که رقصیدن را نیک می داند
    ——————–
    با اینکه دیونیزوس عزیزم این جمله بو و رنگ مذهبی داشت اما قشنگ و آرامش بخش بود.اصولا مذهب آرامش بخشه انگار

  9. shaparak said

    ممنونم از این (:
    [چشمک]
    ——————–
    ببین شاپرک جان اون لبخند احمقانه تنها کاری بود که از ذوقم از اومدن دوباره تو توی بلاگم می تونستم انجام بدم
    (:

  10. حامد said

    عجب صحنه های اکشنی، چند لحظه ای انگار داشتم فیلم نگاه میکردم. به نظرم اگه بری فیلمنامه نویس یا چیزی در این مایه ها بشی خیلی کارت میگیره
    :d
    ——————–
    lol
    بهش فکر می کنم شایدم یه روز شدم
    به قول الاغه توی شهر قصه:
    خوبه که پس منم برم مدتی دکتری کنم
    یا بروم تو سینما هر شبه آکتوری کنم
    چرا خجالت بکشم یا بکنم رودرواسی

  11. shaparak said

    ممنونم مهدی جان من همیشه میام خانقاه منتها گاهی یواشکی تر تر تر میام [چشمک] همیشه میام با اینکه سوادم به این چیزا نمیرسه اما اینجا یه حال و هوای دیگه داره برام. بازم پوزش میخوام که میام اراجیف مینویسم اگه ننویسم که تو نمیبینی اومدم مگه نه؟[ ایضا یه چشمک دیگه ]
    ——————–
    ولله اگه نوشته های تو اراجیف باشه(دعوت می کنم از دوستام که به بلاگت سر بزنن)پس معنای اراجیف برای من به طور کلی تغییر پیدا کرد همین الان(:

  12. کاوه said

    بی اف که کلا خیلی تیریپ ورش داشته! فکر کنم واسه رفتن پیش اون پمپ بنزینیه حتی درویش رو هم خونه خراب کنه! جالب میشه اگه این پسر پمپیه بیاد یه چند دوری از روش رد شه تا عقربه هاش از کار بیفته…
    >:-)
    در مورد عبدالله هم بهتره همون هواپیما با موتورش از روش رد شه. پیشنهاد بهتری ندارم!
    >:-))
    ——————–
    lol
    مرسی عزیزم واقعا کاربردی بود پیشنهادات و در مسیر ویرانی همین ویرانه خانقاه اگه خواستم گامی بلند و افتخار آمیز بردارم بهشون عمل می کنم(:

  13. چقدر نارسیستی بود.
    ——————–
    نگيد اين حرف رو سعيد جان ،اين همه فروتني رو نديده مي گيريد؟

  14. كژال said

    «برگشت بره از بی اف کمک بگیره ولی ندیدش و به جاش چند تا مرغ که کله های نیمه کنده داشتتند رو دید» من جمله رو سه بار خوندم و فكر كردم با يه مورد تغيير شكل بر اثر شدت پرتاب طرفم!!! :ي (هر وقت به بي ربط ترين برداشت ممكن (حتا غير ممكن!) احتياج داشتي…)
    خيلي كلمه هات رو دوست دارم.نمي دونم چطوري بگم. ( آدما باورشون نمي شه من خودمم مي دونم نبايد حرف بزنم!) داد نمي زنن. فقط (فقط خيلي مهمه!) دقيقن…(اعتماد به نفس من…)
    ——————–
    کلماتم وقتی از دید کژال دوست داشتنی باشه باید به خودم ببالم
    تعبیرت از تغییر شکل بر اثر شدت پرتاب به نظرم عالی اومد و مرسی که این ایده رو بهم القا کردی ،سعی می کنم که روی این تز کار کنم
    لطفا هر نوع برداشت خودت رو هرچند که فکر می کنی بی ربط باشه برام بنویس حتی اگه خصوصی باشه
    واقعا واقعا به این نوع تعبیر های خاص و عالی و برداشت های نفیس احتیاج دارم

  15. خون خواب رو باطل می کنه خون دیدی توش پس تعبیر نداره!
    سلام
    ——————–
    خون که خودش احتمالا وقتی توی خواب دیده می شه تصوری خیالی است از اشتیاق یک انسان و اینکه اون سلول سازنده بخواد مخرب ساختمان کلی باشه برام غیر قابل هضمه
    اما
    به هر حال فرقی است بین جدی و مطایبه
    و در نتیجه
    lol
    پس خواب باطل شده
    مرسی که نگفتی خواب چپی بوده(:
    سلام

  16. اميد said

    معتقدم هم‌جنس بازي صفر و صد نيست. هر كس يك مقداري همجنس باز است. مثل يك نفر كه از نگاه كردن به صورت يك نوجوان لذت ميبرد مثل كساني كه زمان سقراط بودند، با اين بيانات« الكبيادس كه جوان بود و پشت لبش تازه سبز شده بود ، خواستمش تا كنار من بنشيند»
    داري كمكم ميكني تا موضعم نسبت به هم جنس بازها مشخص شود. نمي دانم بايد دوستشان داشته باشم و يا نه. البته الان اصلا از انها خوشم نمي ايد. هر چند كه خودم عاشق پسر بچه ها!!! هستم.
    ادامه بده. ولي گيجم نكن.
    ——————–
    امید عزیزم
    من که اصلا در صدد تغییر دادن هیچ موضعی یا بیان هیچ عقیده خاصی یا دفاع از هیچ گروهی نیستم و واقعا می گم که اینهایی که می نویسم کاملا شخصی هست و خیلی خوشحال هستم که این همه اراجیف شخصی تونسته با این همه آدمهای خاصی مثل شما ارتباط برقرار کنه و اصلا هم پنهان نمی کنم که با اینکه نمی خوام اون کارهایی که گفتم رو انجام بدم ولی کلی کیف می کنم که مخاطب دارم
    این از این
    در مورد اینکه گفتی ادامه بده
    چشم با کمال میل ادامه می دم

  17. سروش said

    اوایل چیزی نمیفهمیدم فکر میکردم مشکل از منه ولی حالا متوجه شدم که هیچ کس …..اصلا بیخیال زیبابود نازنینم و مثل همیشه جالب و خواندنی
    موفق و متفاوت باشی
    ——————–
    اختیار دارین سروش جان
    این کلمه نفهمیدن اصلا برازنده شما نیست چون وقتی که من شما رو می خونم کاملا درک می کنم که یک هوش عالی پشت مدیریت اون بلاگ هست
    اما
    تعریفت رو با کمال میل می پذیرم و خوشحالم که زیبا بود از دیدگاهت
    مرسی عزیزم

  18. behrad said

    وای چه توهمی!
    شبیه این فیلم های اکشن علمی تخیلی بود.
    توی این کار خیلی استعداد داری مهدی جان.
    تصویر سازی هایت عالی است و خیلی وقت ها مثل این دفعه خواننده را کاملا غافلگیر می کند.
    این بار جزء معدود دفعاتی بود که از آن نور پردازی هایت در نوشته خبری نبود!
    ———————
    آره توهمی بود برای خودش بهراد عزیزم
    مرسی از تعریفت که خیلی بهم مزه داد
    فکر کنم خط آخر کامنتت وسوسه ام کرد که به نور برگردم

  19. Alfo said

    انفجار؟ جنگ تحملی؟ نگاه کارگردان؟
    ——————–
    و هر چیزی که خواننده ،تعبیر می کنه
    (:
    خواننده برای اثر نوشتاری و تعبیر اون از مفهوم نوشته مهمتر است از نویسنده و عقایدش در هنگام نوشتن
    این نظر احمقانه خودمه ولی بهش باور دارم

  20. eli said

    هیچ کامنتی به ذهنم نمیرسه.که به پای زیبایی و بلوغ نوشته شما برسه داداشی. ولی با افتخار میتونم بگم داداشی من شاهکار مینویسه.

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: