هیستیریک های امروزی

ایشون عموی من هستند،عمو جان ایشون هم بی اف هستند.

«توجه کنید دوستان که درویش گفت ایشون بی اف هستند و نگفت ایشون بی اف من هستند»

بی اف که دیگه عادت کرده بود به قرار گرفتن توی وضعیت های کردیت ایبلی که درویش ایجاد می کرد و بی اف رو هم در اون وضعیت ها با یه تی شرت بسکتبالی و یه شلوارک رها می کرد،بدون اینکه احساس شرم بکنه با عموی قد بلند و مسن و کت و شلوار پوش درویش دست داد.

هر سه نشستند.

عمو بغضی کرد و گفت:دیدن شما دو تا کنار هم توی یه اتاق و زندگیتون با هم برای من رشک برانگیزه و احساس وحشت بعد از جدایی ناخواسته از هم رو ، تداعی می کنه …خیلی ترسناکه!

بی اف نگاهی عاری از هرگونه آگاهی به عمو انداخت .درویش کاملا آگاهانه از درک این ناآگاهی، گفت:عمو جان، سرهنگ بازنشسته پیاده نظام هستند.

بی اف ناخودآگاه با تمام قوای ادراکیش شروع به تحلیل ارتباط ارتشی بودن و در یک خانه زندگی کردن کرد که سرهنگ با لحنی غم آلود گفت:توی هنگ وقتی که تمام زندگیت بیابون و اسلحه و قمقمه هست ،یه چیز دیگه به زندگیت اضافه می شه و اونم همرزمته که اگه تیر بخوره وقتی به سمت دشمن یورش می بری ،اونموقع انگار که معشوقه ات رو تو حال مرگ ببینی ،هی داد می زنی هی کمک می خوای،رگهای گردنت باد می کنه صورتت چاک می خوره … بغض ،فریاد کمک خواهیت رو ضعیف می کنه … اشک حتی بیشتر از گردو خاک میدون جنگ ،جلوی دیدت رو می گیره.

بی اف که اصلا تحت تاثیر قرار نگرفت ،درویشم داشت به پنجره بالای سر بی اف نگاه می کرد و فیروزه ای آسمون رو برای خودش تحلیل می کرد.

عمو به صلابت فرمانده ای که رو به هنگ،توی میدان صبحگاه فریاد می زنه :میدان،از جلو نظام…فریاد کشید:مواظب باشید!

بی اف و درویش از جا پریدن و درویش اونموقع حاظر بود هر کاری که بلده بکنه تا مواظب باشه ،ولی نمی دونست مواظب چی باید باشه.

عمو باز فریاد کشید:نباید از هم دور بشین،با هم بمونین!

فریاد دومی ،شوک ناشی از فریاد اولی رو خنثی کرد،یه جورایی دفازه کرد قبلی رو، سکوت و آرامش به اتاق برگشت و بی اف و درویش هم راحت سر جاشون نشستند.

Advertisements

22 دیدگاه »

  1. پویا said

    من فک کردم کم کم وارد فضای دایی جان ناپلئون میشیم !!!!
    چه فکر مضحکی نه؟

    من توی این پست اصن شبیه بی اف نیستم – به حدی تحت تاثیرررر عموجان قرار گرفتم
    که میخوام برم جبهه – صورتم چاک بخوره و رگم باد کنه-حوصله مردن ندارم

    این هیستیریک ها اصن امروزی نبوددددااااا

    سیزن دوم درویش و بی اف
    احتمالا دیگه توی خانقاه نیستن
    و لوکیشن سرباز خونه هست…احتمالاااااا

    بعدشم اصن فکر نکن که حالا میرین سرباز خونه بتونی لباس سربازی تن بی اف کنین
    نخیر ایشون با همون لباس بسکتبالی میان
    ——————–
    من خودمم احساس دایی جان ناپلئون بهم دست داد یهو
    (:تضمینی نیست که بی اف سربازی نره یا بره

  2. پویا said

    چی میگم من؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  3. پویا said

    بهتره منم برم سرجام بشینم
    البته نمیدونم کجا؟
    مثه همون مواظب بودن درویش
    ——————–
    lol

  4. hamlet said

    تعریف متفاوتی از همرزم که تا حالا شنیده بودم… معشوق… آدمو مجذوب جبهه و جنگ میکنه!
    تو میدونی که هر کی حرف عمو رو بخونه تحت تاثیر قرار میگیره.. واسه همین بی اف هیچ حسی نداشت. همیشه همینطور بوده جایی که خواننده هیجانزده میشه بی اف هیچ حسی نداره… و بالعکس هم هست…. چرا؟… چرا از تو میپرسم تو که نمیدونی!…. خب.. چی حدس میزنی؟…. چرا بی اف بیشتر مواقع احساساتش مبهم ه… یا صفر یا صد.
    ——————–
    راست می گی هاملت عزیزم
    من دقیقا نمی دونم این از کجا می آد ولی می تونم حدس بزنم که بی اف هم از هیستیریک های امروزیه…فریاد فقدان برآوردن…دفاع از موضع هیستیریکی :نداشتن
    راستش نمی خوام داستان رو به نفع تحلیل خودم قبضه کنم اما خودم حدس می زنم که هیستیریک های موردنظر بی اف و درویش هستند و نه عمو
    متاسفم از اینکه دارم راجع به داستان خودم نظر می دم
    اشتباه بزرگیه
    خیلی زشت و زننده
    در مقام شامخ خواننده قرار بگیرم و نظر بدم
    اما وقتی هاملت عزیزم از من می خواد حدس بزنم
    راهی نمی مونه
    واقعا فقط حدس هست باید روش فکر کنم چون هر جا که قراره عکس العملی ببینم از بی اف سریع راه رو به روم می بنده

  5. hamlet said

    بذار این رو اصلاح کنم تا دیر نشده..
    «تو میدونی که هر کی حرف عمو رو بخونه تحت تاثیر قرار میگیره»..به..»تو میدونی که بیشتر کسایی که حرف عمو رو بخونن تحت تاثیر قرار میگیرن»
    ——————–
    future perfect

  6. حامد said

    باید بگم با نظر عموی درویش موافقم. هنوز سربازی نرفتی اونم ارتش تا بدونی یه همرزم خوب چقدر بهت نزدیکه. در واقع عموی درویش با گفتن این مثال به شما هشدار میده که باید با هم بوده و از هم در مقابل حوادثی که پیش خواهد آمد و اتفاق خواهد افتاد مواظبت کنید.
    ——————–
    (:

  7. عمو از رزمنده های دفاع مقدس بوده یا جای دیگه ای جنگ کرده که ما بی خبریم؟
    ——————–
    عمو توی ارتش شوروی و در جنگ افغانستان شرکت داشته اریزر هد عزیزم

  8. جواد said

    ها! خوشمان آمد!
    ——————–
    شما نمی دونید وقتی می فرمایی «ها! خوشمان آمد!» من چقدر خوشم می آد
    مرسییی

  9. . said

    هیچوقت با جنگ میونه خوبی نداشتم ولی یه چیزی توش هست که عجیب منو به دنبال خودش می کشونه! رازهایی که همیشه همرامه، انگار که جایی لمسش کرده باشم یا باش مانوس باشم. شاید در یه جای دیگه، قبل اینکه به این دنیا بیام…!
    ***
    کاوه – در خلوتگاه
    ——————–
    درک می کنم کاوه عزیزم ولی خواهش می کنم تعجب نکن اگه یه غریبه مثل من تورو درک می کنه

  10. از توصیف فضا به سمت توصیف شخصیت ، کم کم شخصیت های که به خانقاه می آیند کثیر می شود . کمی هم حق مسلم سه شخصیت قبلی بی اف ، درویش و خرمگس را با آن تو صیف های فضا ـ زمان به تنهایی را در نظر بگیر. انگار از وقتی خانقاه قالب عوض کرد دید و بازدیدها زیاد شده فرصت خلوت کردن هم کم.
    ——————–
    حتما
    نوشته بعدی رو خصوصی می کنم
    مرسی از پیشنهادت

  11. victor said

    من اين بار بر خلاف هميشه با بي‌اف همداستانم و تحت تاثير عمو قرار نگرفتم. عشق من تو داستان كوئسته و حتما تو كوئست مبارزه وجود داره و من وقتي مي‌رم تو قالب قهرمان‌هاي اون داستان‌ها،اول جون خودم برام مهمه،اگه خودم يا هدفم رو خطري تهديد نكنه حاضرم به هم‌راهم هم كمك كنم ولي به شرطي كه زياد برام دردسر نداشته باشه. هميشه همراه هاي زيادي ممكنه برات پيدا بشن ولي جون خودت… نه خير. همين يه دونه‌اس.
    خوبه كه از هم دور نشن ولي وقتي طرف غرق شده باشه،ترجيح مي‌دم كمي ازش دور باشم.
    زماني براي مرگ مولف ارزش قائل بودي. خيلي زمان خوبي بود! دي:
    مي‌دوني كه من تحليل خودت تو كتم نمي‌ره!
    اين عموئه هم گمونم موجي باشه. من از اين جور آدمها ديدم. پهلوش نشستي انگار داره والي‌بال گزارش مي‌كنه بعد يه دفعه انگار يه آبشاري چيزي زده باشن،داد مي‌زنه همه رو نيم متر جا كن مي‌كنه.
    آقا سربازي رو هم بي‌خيالش شو. اين‌قدر تسهيلات قائل مي‌شن و از زور خرج زياد سربازها دارن كرور كرور قوانين معافي عجيب غريب از خودشون در ميارن(كه هنوز هيچ‌كدومش شامل حال من نشده) يكيشو به بي‌اف بچسبون بره ديگه.
    ——————-
    حالا ببینیم چی می شه عزیزم ویکتور
    آخه کی گفته که بی اف می ره سربازی
    ولی یه چیز جالب
    دیشب شبهای کابیریا رو می دیدم توی تیتراژش بین بازیگرا نوشته بود
    دوریان گری
    ماتم برد

    و خیلی هواتو کردم

  12. wooooow..che sarhange baz neshasateye ba kelasi…
    fek konam saresh e sang khorde boode…ya na, saresh hang karde bode!! 😛
    be har hal khili khoob chizai ro k b ham rabt nadarano link mikoni be ham
    😉
    ——————–
    lol

  13. reza said

    اینم در نوع خودش بی نظیره
    ——————–
    (:

  14. […] خانقاه: هیستیریک های امروزی لینک به منبع […]

  15. خوشم اومد کنتراست فضای نویسنده وبی افش با فضای عمو جذاب بود
    تازگیا چرا همه حاضر رو حاظر می نویسن اتفاقی افتاده من خبر ندارم؟
    سلام
    خیلی بعید میدونم اون فیلم سیاه و سفید و صامت ازو رو پیدا کرده باشی ازون دست فیلمایی نیست که بگردی و پیدا کنی ازون دست فیلماییه که مگه از آسمون نازل بشه برات
    ——————–
    خیلی خوبه که شخصیتی مثل تو از کنتراست تعریف کنه
    دلگرمی بزرگی
    خاک بر سرم کنن من اشتباه نوشتم حاضر رو الان رفتم سرچ کردم چیزی به عنوان حاظر پیدا نکردم …می رم تصحیحش می کنم انقدر خودم بدم می آد غلط املایی داشته باشم که نگو
    آره شاید گیر آوردنش اینجا سخت باشه ولی من Tokyo Monogatari رو دانلود کردم ازش اینم دانلود می کنم اگه به کسایی که سفارش دادم پیدا نکردن

  16. سی دو said

    من کلن عاشق ای بی اف هستم و تمام !

    احتمالن من یک روزگاری در جنگ بی سیم چی بودم .
    ——————–
    lol

  17. victor said

    اين‌جا كه پر شده از آدم‌هاي متناسخ و من هم كه رونانتم (revenant) ولي احتمالا تو زندگي قبلي همكار فليني خودمون بودم.
    (-;
    ——————–
    😉

  18. Alfo said

    این یعنی یا مرگ یا زندگی؟ عموی درویش رو از بی اف جدا کن تا کتک نخورده!
    ——————–
    (:

  19. سروش said

    مثل همیشه عالی بود ولی فکر میکنم مشکل از منه که چیزی سر در نمیارم
    باید ببخشی
    موفق و متفاوت باشی
    ——————–
    نه عزیزم مشکل از شما نیست
    من خودم نمی فهمم چی می نویسم
    مرسی که سر می زنی بهم سروش جان(:

  20. Khoob bood, vali chon man hamin alan poste jadide foghe bahaleto khundam, dg chizi kheili bechesham nemiad. Oon post jadidet hamechio koor karde rasman, man raftam ye chan bar dg bekhunamesh.
    ——————–
    lol

  21. یه کم عمو سرهنگ خاص بود . یه کم دارم نمی فهمم چی میشه یا می خواد بشه
    ——————–
    شما چرا این حرف رو می زنی سعید جان
    شما که خودت یکی از پیچیده ترین هایی

  22. eli said

    حرفهای اول عمو رو درک میکنم.اما نمیخوام اون جمله اخرش رو درک کنم.با وجود اینکه میدونم عمو راست میگه.

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: