چرا بی اف انقدر سانتی مانتال به نظر می آد؟(1)

بی اف از خودش با صدای بلند پرسید:چرا انقدر سانتی مانتال به نظر می آم

دفترچه طراحیش رو به سمت چپ پرت کرد و روی دست راستش تکیه کرد و بلند شد.گردنش جلوی پنجره کوچیک قرار گرفت و سایه سورمه ای رنگ بزرگی از گردن باریکش بیشترین قسمت نور طلایی کم رمق صبحگاهی که کف اتاق افتاده بود رو پوشوند.چند قدمی که به سمت در اتاق رفت دوباره اتاق نور مختصری گرفت.مشتش رو روی دیواری که در روش قرار داشت گذاشت و پیشونیش رو هم روی مشت.چشماش رو بست اما تصاویر به سرعت از جلوی ذهنش رد می شد.

کوچه تاریک…مادربزرگ…رسیور…ماشینها…آژیر…پلیس…بازداشتگاه…شیشه های شکسته ماشین

سنگینی نگاهی رو روی گردنش احساس کرد.به سرعت به سمت چپ چرخید در حالیکه نیمتنه بالای بدنش موازی با دیواری که چوب لباسی روش تعبیه شده بود و  سمت چپ دیوار دردار بود قرار گرفت و مشتش آماده پرتاب به صورت شخص ناشناس بود.اما ناشناس نبود.خودش رو بی هیچ تفاوتی با گذشته جلوی چشماش داشت.

Advertisements

9 دیدگاه »

  1. این که دلیل نمیشه
    _________________________________________________________________________________________________
    عزیزم هنوز که دلیلی نیاوردم.شاید (2) رو که خوندی ,اونموقع بگی:»این که دلیل نمی شه».شایدم توی (3).البته شما همیشه این حق رو داری از طرف من,که قبول نکنی

  2. خب منم چون دلیل نیاوردی میگم دلیل نمیشه! حالا تو هم این قدر نزن تو سر ما!

  3. جواد said

    داداش اینهمه ریز جزئیات چرا توی داستان؟ بد نیس قربانت! یه کتاب اصول داستان نویسی ای بخونی! کمک میکنه ها!

  4. حامد said

    چقدر به نکته ها و نورپردازی و … دقت داری؟

  5. diapason said

    دوست من سلام!!

    تبریک و شادباش سال جدید را پذیرا باش

    لطفا اگر به من سری زدی پست آخرم و نظراتش را به دقت بخون و به لحاظ اجتماعی و دینی نقد کن یادت باشه که نقد تو می تونه ذهن خیلی ها رو نسبت به موضوع همجنسگرائی عوض کنه
    تصور می کنم ما دچار پیش قضاوت شده ایم و خیلی مشکل داریم

    ضمنا اگه تونستی به دوستانت هم اطلاع بده تا بیایند

  6. seidoo said

    من موندم که تو از جون این نورها چی می خوایی؟

    اون سایه سورمه ای هم ذهنم مشغول کرده .سایه ها قبل ترها تیره بودند اگر هم خیلی می خواستند رنگ داشته باشند خاکستری بودند.

    البته این مربوط به دوره های قبل هست . شاید حالا رنگ سایه ها تغییر کرده باشه .

    منتظرم ببینم چرا ؟

  7. behrad said

    فضا سازی چالبی داری
    توصیف صحنه ها آن قدر دقیق و شفاف است که به راحتی می شود یک نمایشنامه از این داستان استخراج کرد

  8. توصيف توليد فضا، درون متني و كمي ناسازگار. فضا تويد مي شود در كنش ذهن و خواننده ، لعنت بر برون متن ها

  9. eli said

    اینو توی کوتاه واسش نظر دادم.ولی بازم دلم واسه بی اف تنگ میشه. نه از دوری چون نزدیکه. خیلی. توی قلبم.تنگی دلم از ناراحتیه.

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: