درویش:ما همه حیواناتی هستیم …

بی اف توی رختخوابش غلتی زد و با چشمان نیمه باز و خمار از خواب به رختخواب درویش نگاه کرد.یقین داشت با صدای درویش از خواب بیدار شده اما اتاق ساکت و تاریک بود مثل ساعت 5 صبح زمستونها.درویش توی رختخواب نبود . یک گربه جای درویش لمیده بود

Advertisements

19 دیدگاه »

  1. najur said

    گویا دراویش با گربه ها رابطه ی خوبی دارند کلا… بیژن مفید هم توو شهر قصه ش به این موضوع اشاره کرده…
    امیدوارم یک بولداگ از دامن فلاسفه بیرون بیاد!

  2. آلفو said

    معمولا پست هایت داستانی بود. این را اعتقادی بدانیم؟ داستان که نبود! پس ما اینجا چه دیدیم؟

  3. Goli said

    حالا تازه من می گم بی اف باید بره خدارم شکر کنه باز گربه بوده، سگی، یوزپلنگی چیزی جای درویش نبوده…

  4. سیدو said

    چرا ؟
    چی چرا ؟

    میگم چرا درویشا با گربه ها رابطه خوبی ندارن ؟

    گربه ها به این ملوسی.
    دیدی وقتی از خواب پا میشن و می خوان خستگیشون بگیرن چه کش و قوسی به تنشون میدن !

    من این حالتشون دوست دارم .

  5. سیدو said

    یک چیزی تو قران تو این مایه ها هستش
    :دی

    وای به روزی که پرده ها فرو ریزد !

  6. سیدو said

    میگن گربه ها بی چشم و رو هستن !

    میگن ، می گن

  7. سیدو said

    منم با گلی موافقم.

    فک کن ، صبح پاشی و ببینی شب با یک خوک خوابیدی !

    خوب حالت خیلی بد میشه .

  8. یوزپلنگی نهنگی چیزی

  9. شاپرک said

    سلام چه وب زیبایی داری. راستی شما به من چیزی گفتین؟ اومدم ببینم پشت کدوم پنجره ها چیزی برای من نیست؟ مگه منو پشت پنجره دیدین؟

  10. نادر said

    من ترجيح ميدادم همون گربه باشه تا درويش. گربه ها دوست داشتني تر نيستند؟

  11. کجا رفته بود .؟

  12. شاپرک said

    سلام دوستم
    من ذهنم پر از سواله. فکر کنم تو بتونی جواب بدی. مگه نه؟

  13. شاپرک said

    سلام عزیز دلم
    ممنونم از لطفت که زود زود به شاپرک سر میزنی. آره شاپرکا اینجورین اونا آروم میان و میشینن و آروم هم میرن بدون سر و صدا. واسه خاطر همینه که تازه وقتی میرن بقیه جای خالیشونو حس میکنن. راستش اونا کاری به کار کسی ندارن فقط دلشون میخواد که همه خوشبخت باشن اما بعضی ها میترسن از حضور شاپرکا به خاطر همین زودی پرشون میدن که برن اما وقتی باورشون میشه که شاپرک رفته خودشون دلتنگش میشن. راستی داستانهای این وروجک کوچولو و شاپرکو دنبال کن شاید جواب بعضی سوالهامونو توی این داستان پیدا کنیم شاید…

  14. دوريان گري said

    گره گوار وقتي از خواب بيدار شد به يه حشره ي درشت و بد تركيب تبديل شده بود.
    سوال مهم براي من اينه كه چرا هيچ كس از مسخ شدن گره گوار تعجب نمي كنه و همه دنبال تطبيق خودشون با شرايط جديد به وجود آمده هستن.بدون هيچ پرسشي.

  15. همش یه جوری می نویسی که آدم احساس خود آنگول بینی بهش دست میده… البته آدم که نه، خودم رو میگم.
    این دفعه که دیدمت یادم باشه ازت بپرسم معنی این پستات چی چیه؟ من که مخم قد نمیده.

  16. شاپرک said

    این خیلی خوبه که منتظر باشیم که جواب سوالمونو زود پیدا نکنیم مگه نه؟

  17. چرا بر نمی گرده ؟

  18. aram said

    مثل ساعت 5 صبح
    ساکت ولی …..

  19. eli said

    نمیدونم چرا بی اختیار یاد مسخ و کافکا افتادم.

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: